با سری های جنگ تمام عیار وقتی آشنا شدم که سالها پیش عکسهائی از بازی شوگان رو دیدم. اون موقع البته این بازی رو تو بازار پیدا نکردم تا اینکه نسخه ROME به بازار اومد و البته من هم وقت رو تلف نکردم و اونو خریدم. گرچه قبلا هم سابقه بازی های استراتژی مبتنی بر نوبت و این چنینی رو داشتم که اکثراً هم خسته کننده و حوصله سر بر بودند ولی به جرات می تونستم بگم که اون موقع ROME یه استراتژی تمام عیار بود که به این راحتی ها آدم رو خسته نمی کرد. نسخه های بعدی جنگ تمام عیار که مربوط می شدند به جنگ های قرون وسطی، جنگ های داخلی آمریکا (البته اونجور که از تصویر روی جلدش فهمیدم) همچنین ناپلئون رو تهیه نکردم و البته با توجه به عکس هائی که از بازی منتشر شده بود، یا از لحاظ گرافیکی و امکانات داخل بازی جهش بزرگی درش ندیدم و یا سوژه بازی ها اونقدر برام جذابیت جدیدی ایجاد نمیکرد که بخوام از ROME دل بکنم و این نسخه های جدید رو بازی کنم. تا اینکه Shogun II منتشر شد.
من علاقه شدیدی به این جنگ های سامورائی و سبک جنگ هاشون دارم و همین موضوع هم بود که باعث شده بود در ابتدا نظرم به سری های Total War جلب بشه. با انتشار Shogun IIفرصت دوباره ای پیش اومده بود تا یکبار دیگه به جنگ های سامورائی بپردازم.
کلاً سری جنگ تمام عیار، هم یه استراتژی Turn Base هست که میتونه دوستداران بازی هائی مثل Civilization رو راضی نگه داره و هم بخش های جنگی داره که می تونه هیجان خودش رو برای علاقمندانش داشته باشه.

گرچه استراتژی های real time رو بیشتر دوست دارم چون کمتر حوصله آدم رو سر می برن ولی به جرأت میتونم بگم که این بازی ها هیچ استراتژی درشون وجود نداره به غیر از اینکه به تعداد زیاد کارگر ایجاد کن، منابع رو استخراج کن و سریعاً به تاسیسات انرژی دشمن حمله کن ولی بازی ای مثل Civilization رو می شه به عنوان یک استراتژی خوب تعریف کرد. حالا سری های Total war نه تنها استراتژی به مانند Civilization رو در خودشون دارند بلکه فراتر از اون جنگ هائی دارند که نیاز به یک استراتژیست تمام عیار داره. تنوع در نوع نیروها و کاربرد و ویژگی هرکدوم از نیروها، تاثیر وجود فرمانده در کنار ارتش، موقعیت هائی که باعث میشه نیروهات از ترس کشته شدن از صحنه نبرد فرار کنن و خیلی چیزهای دیگه مبارزات رو به واقعیت نزدیک میکنه و مهم تر از همه استراتژی هست… شما باید برای مبارزه، واقعاً یه استراتژی درست نیاز دارین وگرنه دیگه مهم نیست که تعداد نیروهاتون از حریف بیشتره و قدرت نسبی دارید… اگه استراتژی نداشته باشید به احتمال زیاد شکست خواهید خورد.

در جنگ تمام عیار دیگه خبری از نفر و یک عدد تانک و هواپیمائی که در بقیه استراتژی ها میسازین نیست… اینجا حرف از گروه و ارتش های بزرگ چندصد نفری تا چندهزار نفری هست که واقعاً مدیریت و طرح استراتژی رو می طلبه.
توی میدون مبارزه Shogun واقعاً حس جنگ به آدم دست میده و آدم رو یاد فیلم های سینمائی میندازه که چطور فرماندهان استراتژی ها رو می چیدن و به ارتش دستور اجرای اون رو میدادن. قسمت هائی از بازی هم که روی نقشه اصلی اجرا می شن استراتژی خاص خودشون رو دارن. علاوه بر توجه به مسائلی مانند استخراج منابع، روابط با همسایگان و تجارت با اونها، مالیات ها و توجه به مصرف درآمد ها و حذف مخارج ناخواسته، ذخیره غذائی و هزار تا مورد دیگه حرکت ارتش ها و نیروها هم نیاز به برنامه ریزی خاصی داره. اینکه نیرو ها رو کجا متمرکز کنی و حواست به تجمع ارتش دشمن و حتی دوستان در خطوط مرزی باشه، چطور نیروهای دشمن رو غافلگیر بکنی و بین ارتش های قوی تر از خودت تفرقه بندازی تا بتونی برنده میدان باشی یا حتی چطور حرکت کنی که به ارتش های قوی تر از خودت برخورد نکنی، همه و همه یک شطرنج بزرگ و هیجان انگیز رو تشکیل میدن. خلاصه اینکه Shogun IIبازی ای هست که اگه علاقمند باشید و بخواهید روزی یک ساعت خودتون رو با اون سرگرم کنید، بدون شک میتونه ماه ها شما رو مشغول کنه بدون اینکه چیزی از لذتش کم بشه.البته باید توجه کرد که سبک این بازی ها و هیجانشون با بازیهای اکشن و ورزشی فرق داره و همونطور که گفتم بیشتر به هیجان یک شطرنج بزرگ نزدیکه پس اگه واقعاً به این سبک بازی علاقه ندارید و یا حوصله وقت گذاشتن و فکر کردن رو ندارید، خیلی به این سری بازی ها فکر نکنید.
دیدگاه خود را بنویسید



